X
تبلیغات
شمع و پروانه

شمع و پروانه
آموخته ام هر کس یادم نکرد من یادش کنم شاید او از من تنها تر باشد 
قالب وبلاگ

شبی یاد دارم که چشمم نخفت/شنیدم که پروانه با شمع گفت

که من عاشقم گر بسوزم رواست/تو را گریه و سوز باری چراست؟

بگفت ای هوادار مسکین من/برفت انگبین یار شیرین من

چو شیرینی از من به در میرود/چو فرهادم آتش به سر میرود

همی گفت و هر لحظه سیلاب درد/فرو می دویدش به رخسار زرد

که ای مدعی عشق کار تو نیست/من استاده ام تا بسوزم تمام

تو را آتش عشق اگر پر بسوخت/مرا بین که از پای تا سر بسوخت

مبین تابش مجلس افروزیم/تبش بین و سیلاب دلسوزیم

نرفته ز شب هم چنان بهره ای /که ناگه بکشتش پری چهره ای 

همی می گفت و می رفت دودش به سر/همین است پایان عشق ای پسر 

ره این است گر خواهی آموختن/به کشتن فرج یابی از سوختن

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

دانی که دم مرگ شمع به پروانه چه گفت؟/گفت ای عاشق بی چاره فراموش شوی

سوخت پروانه ولی خوب جوابش بداد/گفت دیری نکشد تو نیز خواموش شوی

[ جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 ] [ 21:45 ] [ اسما ] [ ]
حرکات ناشایستی که از دختران و پسران حاضر در پارتی مشاهده شد

عکسهایی که از پارتی جنجالی لو رفت!(تصاویر)

عکسهایی که از پارتی جنجالی لو رفت!(تصاویر)

عکسهایی که از پارتی جنجالی لو رفت!(تصاویر)

واکنش تعدادی از دختران و پسران پس از دیدن پلیس

عکسهایی که از پارتی جنجالی لو رفت!(تصاویر)

عکسهایی که از پارتی جنجالی لو رفت!(تصاویر)

عکسهایی که از پارتی جنجالی لو رفت!(تصاویر)

عکس های لو رفته از اتاق خواب ها…

عکسهایی که از پارتی جنجالی لو رفت!(تصاویر)
عکسهایی که از پارتی جنجالی لو رفت!(تصاویر)

بعضی ها هم در جاهای مخفی پنهان شده بودند که پلیسها موفق به شناسایی آنها شدند
عکسهایی که از پارتی جنجالی لو رفت!(تصاویر)

استفاده از مدلهای مو دور از شان یک جوان
عکسهایی که از پارتی جنجالی لو رفت!(تصاویر)

رقص های زننده در پارتی تا نیمه های شب


عکسهایی که از پارتی جنجالی لو رفت!(تصاویر)

کشف مقادیر زیادی CD مستهجن و ادوات موسیقی در پارتی:
عکسهایی که از پارتی جنجالی لو رفت!(تصاویر)

بعضی ها هم احساس ندامت و پشیمانی داشتند
عکسهایی که از پارتی جنجالی لو رفت!(تصاویر)

عکس خلاف کاران و متهمان ردیف اول این پارتی
عکسهایی که از پارتی جنجالی لو رفت!(تصاویر)
[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 12:19 ] [ اسما ] [ ]
من به آمار زمین مشکوکم تو چطور؟
اگر این سطح پر از آدمهاست
پس چرا این همه دلها تنهاست؟
بیخودی می گویند هیچ کس تنها نیست
چه کسی تنهانیست؟ همه از هم دورند
همه در جمع ولی تنهایند
من که در تردیدم تو چطور؟
نکند هیچکسی اینجا نیست
گفته بود آن شاعر :
هر که خود تربیت خود نکند حیوان است
آدم آنست که او را پدر ومادر نیست
من به آمار، به این جمع
و به این سطح  که گویند پر  از آدمهاست
مشکوکم
نکند هیچکسی اینجا نیست
من به آمار زمین مشکوکم
چه کسی گفته که این سطح پر از آدمهاست؟
من که می گویم نیست
گر که هست دلش از کثرت غم فرسوده ست
یا که رنجور و غریب
خسته و مانده و در مانده براه
پای در بند و اسیر
سرنگون مانده به چاه
خسته و چشم به راه
تا که یک آدم از آنچا برسد
همه آن جا هستند
هیچکس آن جا نیست
وای از تنهایی
همه آن جا هستند
هیج کس آنجا نیست
هیچکس با او نیست
هیچکس هیچکس
من به آمار زمین مشکوکم
من به آمار زمین مشکوکم
چه عجب چیزی گفت
چه شکر حرفی زد
گفت:من تنهایم
هیچکس اینجا نیست
گفت:اگر اشک به دادم نرسد می شکنم
اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم
بر لب کلبه ی محصور وجود
من در این خلوت خاموش سکوت
اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم
اگر از هجر تو آهی نکشم
اندر این تنهایی
به خدا می شکنم به خدا می شکنم
من به آمار زمین شک دارم
چه کسی گفته که این سطح پر از آدمهاست؟

[ پنجشنبه پنجم دی 1392 ] [ 12:13 ] [ اسما ] [ ]

چند ماهی بود دخترشو از دست داده بود و دست از کارو زندگی کشیده بود.

گوشه گیر شده بود و با هیچ کس حرف نمی زد و کارش شده بود اشک و آه.

خیلی ها سعی کردند اونو به زندگی عادی برگردونن و موفق نشدند.

شبی خواب دید توی بهشته و صفی از فرشته ها شاد و خندون و شمع

به دست به سمت دشتی پر گل و سرسبز حرکت می کنند.

خوب که دقت کرد ، دید شمع همه روشنه جز یکی شون.

جلوتر رفت تا علت رو بپرسه ، با تعجب دید ، اون فرشته ، دختر کوچولوی

خودشه که بر خلاف بقیه اندوه عمیقی هم توی چهره اش دیده می شد.

پرسید دخترم چرا غمگینی؟! چرا شمعت خاموشه؟!

جواب شنید :

پدر این شمع شادی منه ، همیشه هم همراهمه و باید روشن باشه.

وقتی شما بخاطر من گریه می کنی ، اشک هات اونو خاموش می کنه.

و با دلتنگی های تو منم غمگین می شم.

 

 

آره عزیز دلم ، وقتی یه عزیز مهربون رو از دست می دیم ، باید بدونیم

اون جائی رفته که درد و غم رو تجربه نمی کنه.

جائی که کسی نمی تونه بهش آزار یا آسیبی برسونه.

جائی که باید شاد باشه ، شاد شاد.

ولی اندوه ما اونو اندوهگین می کنه.

غصه ما ، اونو غصه دار می کنه.

و اگه واقعا دوستش داریم و آرامشش رو می خوایم.

حق نداریم با رفتارمون شادی رو ازش بگیریم.

مگه نه؟

[ یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 ] [ 13:26 ] [ اسما ] [ ]

به بازار سیاه رفتم ،



برای خرید عشق ،



اما



در ابتدای ورودم رو کاغذی خواندم ،



در غرفه ی هوس بازان ،



عشق را به حراج گذاشته اند ،



به قیمت نابودی پاکبازان !!!!


[ پنجشنبه هجدهم مهر 1392 ] [ 3:53 ] [ اسما ] [ ]

من از نسل لیلی ام ...!!



من ازنسل شیرینم....!!



 روزی ازوجودمادرم رشدکرده ام 



وروزی کودکی دروجودم رشدخواهدکرد 



من یک دخترم ...!!



باتمام حساسیت های دخترانه ام 



به تلنگری بارانی میشوم 



باجمله ای رام میشوم 



باکلمه ای عاشق میشوم 



بافریادی میشکنم



 باپشت کردنی ویران میشوم 



براحتی وابسته میشوم 



باپیروزی به اوج میرسم 



هنوزهم باعروسک هایم حرف میزنم



 هنوزهم برایشان لالایی میخوانم 



هنوزهم بامدادرنگی خانه ی رویاهایم رابه تصویرمیکشم 



هنوزهم برای شکلات جان میدهم 



وباوعده شکلات داروهایم رامیخورم 



من دخترم پراز راز 



هرگزمرانخواهی دانست 



هرگزسرچشمه اشکهایم رانمیابی



 هرگزمرانمیفهمی



 مگرازنسلم باشی 



من دخترم ...!!



ازنسل لیلی...!!



 ازنسل شیرین...!!


[ پنجشنبه هجدهم مهر 1392 ] [ 2:34 ] [ اسما ] [ ]
ای خدااااامااااامااااااان لباسای من کوووووو میخوام برم دوست جونمو ببینم

aks-tanz (1)

این جا وایسم تا دوست جونیم بیاد تا این عروسک تو کیفمو بهش کادو بدم

ای خدا این دوست جونم کجاموند؟

aks-tanz (20)

هییییییی آخرم نیومد بی وفا میدونم دیگههیچ وقت نمیبینمش

aks-tanz (2)

[ سه شنبه شانزدهم مهر 1392 ] [ 18:59 ] [ اسما ] [ ]
سلام میدونی؟ امروز اومدم شکایت......

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟

میخوام بدونم چرا دنیا اینجوریه؟؟؟؟؟؟

چرا نمیشه باطن هرفردو از ظاهرش شناخت؟؟؟؟؟؟؟

چرا هیچکس به اندازه ی خودت صاف و ساده و یک دستو پاک نیست؟؟؟؟؟؟؟

چرا دنیا پر دورنگیه؟؟؟؟؟؟

اونوقت میگن چرا بلا و مصیبت زیاد شده چرا اتوبوسای اصفهان-تهرانو تهران-یزد خوردن به همو همدیگرو خاکشیر کردن؟(البته با عرض تسلیت و اینکه ما اون شب میخواستیم از اصفهان بیام تهران ولی نشد)

میگن چرا اتوبوس گردشگرای ترکیه سقوط کرد تو دره؟چرا یه تریلی از روی یه پراید که همشون جوون بودن رد شد؟

چرا تو ترکیه و سوریه این همه آدم داره کشته میشه و از بقیه کاری بر نمیاد؟

آخه برادرای من خواهرای من این سواله؟؟؟؟

تا وقتی که دنیاتون اینه هر کی و هر چی باشی برات ارزش قائل نمیشن فقط با چاپلوسی و زبون بازیه که میتونی به زندگیت ادامه بدی بلا و مصیبت از سرت برطرف نمیشه

چرا فقط بلدین انتقاد کنید چرا هیچوقت از خودتون شروع نمیکنید یه سوال دارم تو رو خدا با راستگویی جواب بدین تو روز از100تا حرفتون چند تاش برای چابلوسیه؟چندتاش برای دورو بودنتون چند تاش؟کیه که کاراشو با صداقت و راستگویی و پاکی تمام جلو ببره و به مشکل بر نخوره؟واقعا چرا دنیای ما اینجوریه؟

[ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392 ] [ 14:6 ] [ اسما ] [ ]

به‌خاطر بی‌توجهی‌ات از تو متشکرم!
چون به من یاد دادی به‌ خودم توجه کنم و اعتمادبه‌نفسم را بالا ببرم.

 
به‌خاطر بی‌علاقگی‌ات از تو متشکرم!
چون به من یاد دادی علایقم را بشناسم و آن‌ها را بارور کنم.
 
به‌خاطر بی‌تفاوتی‌ات از تو متشکرم!
چون به من یاد دادی ارزش سخنانم را بدانم، علم خود را افزون و سخنانم را پربارتر کنم.
 
به‌خاطر منفی‌بافی‌ها و ایرادهایت از تو متشکرم!
چون به من یاد دادی انرژی‌های مثبتم را افزایش دهم

و زیبایی‌ها را ببینم.
به‌خاطر بدی‌هایت از تو متشکرم!

چون به من یاد دادی خوبی‌های دیگران را ببینم
و تا می‌توانم، خوبی کنم.
 
به‌خاطر گله‌ها و شکایت‌هایت از تو متشکرم!
چون به من یاد دادی تا زنده‌ام، زندگی کنم.

ودر آخر به خاطر بی وفاییت از تو متشکرم
چون به من وفا را آموختی و اینکه دیگران چه ضربه ی سهمگینی از بی وفاییم میخورند


[ چهارشنبه سی ام مرداد 1392 ] [ 22:53 ] [ اسما ] [ ]

[ چهارشنبه سی ام مرداد 1392 ] [ 22:38 ] [ اسما ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
چت باکس


امکانات وب